سيد علي اكبر قرشي

9

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( وَعَلَى الله قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْها جائِرٌ وَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ ) * نحل : 9 . قصد چنان كه گفته‌اند بمعنى قاصد است يعنى هدايت به راه راست و متوسط بعهدهء خداست و بعضى از راهها از حق منحرفاند اگر خدا ميخواست همهء شما را اجبارا هدايت ميكرد . مثل * ( إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى ) * الليل : 12 . مُقتصد * ( وَإِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا الله مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ . . . ) * لقمان : 32 . مقتصد كسى است كه راه راست رود و در كارش مستقيم باشد يعنى چون موجى مانند سايبانها آنها را پوشانيد خدا را در حال اخلاص بندگى ميخوانند و چون نجاتشان داد و به خشكى رسانيد بعضى از آنها در راه راستاند و در فطرت توحيد كه در دريا بيدار شده مىمانند « منهم » ظاهرا اشاره بقلَّة است مثل * ( مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ ) * مائده : 66 . * ( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ ) * فاطر : 32 . مقتصد معتدل و متوسط ميان ظالم و سابق بخيرات است اين آيه نظير تقسيم اصحاب يمين ، اصحاب شمال و سابقون مىباشد . در « صفو » مشروحا در بارهء آن بحث كرده‌ايم . قصر : به چند معنى آمده است . 1 - كوتاهى و ضدّ درازى . فعل آن از ضرب يضرب و به وزن ( فلس و عنب ) آمده چنان كه در اقرب الموارد است در مفردات و مصباح فقط « وزن عنب » گفته شده و از باب تفعيل نيز آيد مثل * ( مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ ) * فتح : 27 . در حالى كه سر خويش تراشيده و موى خود را كوتاه كرده‌ايد ، تقصير آنست كه شخص در آخر عمل حجّ يا عمره مقدارى از موى سر يا صورت خويش را بزند و يا مقدارى از ناخنش را ، بقول طبرسى از آيه بدست ميايد كه شخص ميان حلق و تقصير مخيّر است . * ( وَإِذا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ ) *